حسن حسن زاده آملى

41

طب و طبيب و تشريح ( فارسى )

الله نفسه - بر صدق مقالتم حجّتى بالغ است . در واقع منزلت علم تشريح به علم طب به منزلت دانش ترازو - كه آن را علم ميزان و علم منطق نيز گويند - به حكمت و كلام اصيل اسلامى است كه در افتتاح كتب حكمت و كلام يكدوره دانش ترازو را كه ميزان استدلال است تحرير مىكردند و پس از آن علم حكمت و كلام را ؛ چنان‌كه باز اشارات و شفاى شيخ در قسم حكمت ، و مطالع و تجريد و تهذيب در كلام ، و بسيارى از كتب و رسائل ديگر در هر دو قسم بر مدّعاى ما شاهد عادل‌اند . [ طبيب نياز به تشريح دارد ] اگر طبيب در تشريح ماهر نباشد چگونه مىتواند تشخيص مرض دهد و طبابت كند ؟ ! و به حقيقت طبيبى كه تشريح نداند محال است كه بتواند تشخيص هرگونه مرض دهد و از عهده علاج آن برآيد . معالج امراض بدون معرفت به علم تشريح ، ظنّى مىباشد نه يقينى . طبيبى كه تشريح نداند حالت او در معالجه معلوم است كه چه خواهد بود ؟ . بقول متين ابو الحسن على بن ربن طبرى : « الطّبيب الجاهل مستحثّ الموت » « 1 » يعنى : پزشك نادان بر انگيزاننده مرگ بيمار است . به مثل يك چشم پزشك اگر از تركيب جهاز چشم به خوبى آگاه نباشد ، نحوه معالجت او مر چشم بيمار را به چه صورت بايد بوده باشد ؟ ! [ تركيب ارگانيكى اعضاى بدن ] مىدانيم كه تركيب ارگانيكى اعضاء و جوارح هريك از دستگاههاى پيكر شگفت انسانى به صنعى آن‌چنان شايسته و بايسته ، آراسته و پيراسته است كه اگر مثلا به اندازه يك ميكرون ( Micron ) خلل و انحراف و ناهنجارى در عدسه چشم پديد آيد ، يا چشم از بينايى بماند ، و يا از درست بينى باز ايستد و

--> ( 1 ) - عيون الأنباء فى طبقات الأطباء - تأليف ابن ابى اصيبعه ، ج 2 ، ص 342 ، ط بيروت .